|
دختری از کویر لعنتی |
|
...../finish
|
|
BYE |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 22:1 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
...Weekend Wish
|
|
خوب می شد اگر خاطره آدمها این قدر سنگین و بزرگ نبود؛
این قدر سبک که می گذاشتند در چمدان به هنگام رفتن، این قدر کوچک که جا می شد در قبرشان به هنگام مردن. رانیتیدین*** |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 19:30 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
ِِِDo Not Tease for the Poverty
|
|
مثل همه ی تست های کنکور آدم ها در یک گزینه خلاصه می شوند: نامرد پست دروغگو همه ی موارد* |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 17:58 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
....A Great Disaster
|
|
گاهی اوقات به اين نتيجه می رسم که هيچ چيز مال من نيست. |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 12:40 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
!!!!I Want To Go
|
|
هووووووووووم دارم میرم مسافرت!!!!! یکی زود میره،زودم برمیگرده. |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:59 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
.../need a reason to be
|
|
آن کس که زندگیش بی امید در هم شکسته شده باز هم میتواند به مرگ ثابت کند که در سینه اش قلبی می تپد قلبی با ارزش که توانسته است دوست بدارد /... یوگینا س. گینز برگ |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:34 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
Girl AND Spring
|
|
خندید باغبان که سرانجام شد بهار دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار ای بس بهار ها که بهاری نداشتم...
|
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:9 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
...I am now something Experimental
|
|
يادت مي آيد |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 13:7 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
can u hear me ؟huH
|
|
هیچ چیز با گذشت زمان آسان تر نمی شود! خوش به حال لک لکا که لک لکن... |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 23:5 توسط .•*.مژده.•* |
|
|
.../To Fade Away
|
|
بگن برو مي رم...نمي پرسم چرا...رفتم فراموش مي كنم...نمي گم چرا....و هرگز بر نمي گردم...اگر هم بر گشتم يادم مي مونه كه يه زماني رفته بودم...و اين خيلي بده... شديدا معتقدم كه آدما كوه نيستن كه به هم نرسن....موقع رفتن چرند نمي گم/... |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 22:55 توسط .•*.مژده.•* |
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست ارتباط با نویسنده نوشته های خاک خورده |
|
درباره وبلاگ |
.•*Hi .•*
*ღI'm mojdeh*ღ .•*this blog is just for whom *ღcan't speak when they want.•* .•*I'm like that.•* *ღno one can't understand *ღwhat I want*ღ .•* *•. maybe becouse I'm different.•* *•. .•*what I'm trying to say is that you can feel it's you'r blog.•* .•*help me to do my best.•* *ღThank You*ღ **** .•*A little a bout me.•* *ღI guess I`m like a river...With lots of ups and *ღ .•*downs and changes during.•* *ღthe time on my way,but really determined*ღ .•* *•. to reach the end.•* *•. **** .•*For Suggestions and Complaints.•* .•*You can leave a comment.•* .•*contact owner.•* *ღmojde9898@yahoo.com*ღ **** چرا برف نمياد؟چرا امروز اين قدر بد اخلاقي؟چرا اين آزمايش آخر اين قدر سخته؟ اين آقاي دوستي چي مي گفت واسه خودش؟چرا من قبول كردم؟چرا تازگي ها اين قدر خودم نيستم؟چرا برف نمياد؟چرا بايد بپرسم وقتي مي دونم ميگي مهم نيست چيز خاصي نيست...؟چرا تازگي ها دلم واسه هيچ كس تنگ نمي شه؟چرا داد مي زني وقتي مي دوني هيچي عوض نمي شه ؟چرا زود دير مي شه...من هنوز كلي كار داشتم؟مي شه تنهايي فكر نكني؟ چرا تازگي ها اين قدر خيال پرداز شدي؟مي شه حرفتو پس بگيري؟مي شه اين قدر گير ندي به حاشيه؟مي شه ...؟مي شه برف بياد؟ميشه وقتي دارن خاكم مي كنن برف بياد؟مي شه سرماي زمينو حس كرد؟مي شه من ...؟عجب روزي بود....برف هم اومده بود...همه بوديم...هيچ وقت نگفتم...ولي روز خوبي بود....فكر مي كردم بايد خيلي مواظب گذر زمان باشم...كاش به فكرم عمل مي كردم...من دلم برف مي خواد...من ميخوام وقتي آروم روي زمين خوابيدم...فقط سرماي زمينو حس كنم...دلم نمی خواد سردي قلب آدم هايي را حس كنم كه با لباس سياهشون احساس همدردي مي كنن...دلم مي خواد بتونم خودمو گول بزنم..كه اين سردي فقط مال برفه!نه چيز ديگه..به آخرين دكترم مي گم كه تمام تلاششو بكنه..چرا برف نمياد؟ **** چه قدر سخته....البته سخت نيست ما آدما يه جوري همه جوره مسخره ايم آخرش كه چي؟يه روزي ديگه هيچ رازي وجود نداره.حتي به نكاتي در مورد خودمون پي مي بريم كه اصلا فكرشم نمي كرديم وجود دارن |
|
نویسندگان |
|
.•*.مژده.•* **** |
|
امکانات |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
پیوندهای روزانه |
|
قایقی سرگردان در آبی بیکران نوشته های محمد تقوایی کاغذ بی خط اشعار بلند و کوتاه شاعر خیابان آزادی |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
آمار وبلاگ |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|